<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>میخک</title>
	<atom:link href="http://mikhak.info/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://mikhak.info</link>
	<description>شب نامه روزگار تاریک</description>
	<lastBuildDate>Sun, 13 May 2012 07:34:40 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>فرزاد مسلح، فرزاد بی سلاح، فرزاد مطرود</title>
		<link>http://mikhak.info/?p=558</link>
		<comments>http://mikhak.info/?p=558#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 May 2012 07:34:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میخک</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات میخک]]></category>
		<category><![CDATA[اعدام]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[فرزاد کمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[کردستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mikhak.info/?p=558</guid>
		<description><![CDATA[. هیچکس به طور جدی در برابر اجرای حکم فرزاد کمانگر و دیگران برنخاست، روزنامه‌های تهران به چاپ اطلاعیه دادستانی تهران مبنی بر به هلاکت رساندن تروریست‌های کرد اکتفا کردند. اعدام آن‌ها به بخشی از تقویم جنبش تبدیل نشد و هیچ حرکتی را برنیانگیخت و بدین ترتیب فرزاد و دیگران دیگر حتی پیش از آن که توسط جمهوری اسلامی بمیرند توسط امید و فراموشی جنبش به خاک سپرده شدند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT"><strong><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">فرزاد مسلح</span></span></strong></p>
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">بسیاری او را با صمد بهرنگی معلم و نویسنده نام آشنای دهه پنجاه مقایسه کرده‌اند</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">او که مرگ مشکوکش در ارس سینه به سینه نقل شد و کتاب و کلامش از خانه به کارخانه گشت و گشت و نقش مهمی در بدنام کردن دستگاه امنیت رژیم شاه ایفا کرد، گر چه بعدتر بسیاری بر مرگ او بر اثر یک حادثه و نه برنامه‌ی ساواک صحه گذاشتند، اما صمد بهرنگی نماد مقاومت و در واقع شهید راهی شد که به انقلاب ۵۷ انجامید</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">تنها پس از انقلاب ۵۷ بود که رفقای صمد راز مرگ او را رمزگشایی کردند</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">: </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">او بر اثر یک حادثه مرده بود اما بدون شک مخالف رژیم شاه بود و در این راه در کنار بهروز دهقانی و دیگران در حلقه‌ی تبریز می‌جنگید</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">پس چرا نمی‌بایست از شایعه‌ی مرگ او به دست ساواک بر علیه رژیمی که بسیاری چون صمد را کشته بود و ممکن بود بعدتر دست به کار مرگ او هم بشود استفاده کرد؟</span></span></p>
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">بیش از سی سال بعد، فرزاد کمانگر معلم کرد زندانی اما، ماه‌ها و سال‌ها در زندان ماند، نامه نوشت، از شکنجه و شلاق و انفرادی گفت، از دادگاهی هفت دقیقه‌ای که حکم بازجوهایش را روخوانی کرده بود، از اتهامی که او هیچ گاه نپذیرفته بود و این همه شنیده نشد</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">دست آخر فرزاد از آخرین تیرهای درون اسلحه‌اش استفاده کرد</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">: </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">خطاب به شاگردانش نامه نوشت</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">از آنها خواست که پس از او به شعر، آواز، لیلاها و رویاهایشان پشت نکنند</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">.</span></span></p>
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">فرزاد در تمامی این مدت تلاش کرد تا از سلاحش به درستی استفاده کند</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">در مذمت بی‌حقوقی یک زندانی سیاسی نوشت</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">از رنجی که به عنوان یک زندانی سیاسی کرد در زندان های سنندج، تهران و کرج بر او رفته بود نگاشت، از مرگ احسان فتاحی گفت و دست آخر برای اژه‌ای نوشت که بگذارند قلب او بتپد</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">فرزاد درخواست بخشش یا عفو نکرده بود چرا که نمی دانست باید از چه چیزی توبه کند و اصلا خطاب به کی؟ او تنها خواسته بود که قلبش پس از مرگ او در بدنی دیگر بتپد</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">قلب یک شورشی که می‌توانست شورش علیه بی عدالتی و قساوت را زنده نگاه دارد</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">.</span></span></p>
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT">
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT"><strong><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">فرزاد بی سلاح</span></span></strong></p>
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">کنشگران ناپیگیر عرصه‌ی سیاست در ایران همواره تلاش کرده‌اند ضعف و اشتباه خود را در قالب کلیشه‌های بی معنی اما کارساز توجیه کنند</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">آنها برای توجیه اشتباهات و ضعف‌های خود در بزنگاه‌های تاریخی هزاران هزار کلام آماده در آستین دارند، تا با توسل به آن هر آنچه را که رخ داده است در قالب امری جزمی و تغییرناپذیر و صد البته غیر قابل اجتناب نشان دهند</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">.</span></span></p>
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT"> <span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">در تمامی روزهایی که جنبش سبز با توسل به سرکوب هر شکلی از انتقاد با انگ ناامیدی سرگرم ساختن شبح امید بود، و خیابان را از عرصه‌ی تغییر به عرصه‌ی نمایش تبدیل کرده بود، دستگاه‌های امنیتی تلاش می‌کردند تا با افزایش هراس از کنشگری سیاسی در میان مردم آنان را به خانه‌هایشان بازگردانند</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">خبرهای مداوم از ربوده شدن و تجاوز به زنان و دختران حاضر در تظاهرات خیابانی، خبرهای دهشتناک از فاجعه‌ی کهریزک و نحوه‌ی برخورد با بازداشت‌شدگان که اغلب مردم عادی و نه کنشگران سیاسی مطرح، بودند نشان می‌دهد که دستگاه امنیتی به خوبی می‌دانست باید کجا را هدف بگیرد</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">.</span></span></p>
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">اعدام فرزاد کمانگر و چهار زندانی کرد دیگر در این میانه اما چه معنایی می‌توانست داشته باشد؟ دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در روزهایی اقدام به اجرای احکام اعدام این زندانیان کرد که بیم آن می‌رفت با کش آمدن بحران پس از انتخابات بخش‌هایی از کشور که تا آن زمان درگیر بحران نشده‌اند، رفته رفته به آن بپیوندند</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">.</span></span></p>
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">اعدام زندانیان کرد می‌بایست به کردها و البته دیگران می‌فهماند که تاوان مشارکت آنان در این درگیری چیست</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">این اما می‌توانست نتیجه‌ی معکوس بدهد</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">: </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">پیگیری موثر وضعیت زندانیان کرد و واکنش موثر به فاجعه‌ی ۱۹ اردیبهشت پس از اعدام آن‌ها، توسط جنبشی که از سوی مخالفانش به جنبش طبقه متوسط شهری </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">- </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">با تمرکز در تهران </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">- </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">محکوم شده بود، می‌توانست زمینه ساز پیوستن مخالفان حاشیه‌ای به جنبش شود</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">این درست همان چیزی بود که می‌توانست به مثابه تیر خلاصی بر پیکر زخمی حکومت در آن ایام عمل کند</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">پراکندگی اعتراضات می‌توانست موجب پراکندگی سرکوبگران شده و از قدرت سرکوب بکاهد</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">.</span></span></p>
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">جنبش سبز اما ناتوان از جذب و دریافت آنچه به قیمت شهادت بهترین فرزندان آفتاب و باد تمام شده بود، فرزاد و فرزادها را خلع سلاح کرد</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">هیچکس به طور جدی در برابر اجرای حکم فرزاد کمانگر و دیگران برنخاست، روزنامه‌های تهران به چاپ اطلاعیه دادستانی تهران مبنی بر به هلاکت رساندن تروریست‌های کرد اکتفا کردند</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">اعدام آن‌ها به بخشی از تقویم جنبش تبدیل نشد و هیچ حرکتی را برنیانگیخت و بدین ترتیب فرزاد و دیگران دیگر حتی پیش از آن که توسط جمهوری اسلامی بمیرند توسط امید و فراموشی جنبش به خاک سپرده شدند</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">.</span></span></p>
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">افسانه‌ی ناتوانی مردم در برابر جمهوری اسلامی حالا حقیقت پیدا کرده بود</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">: </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">جمهوری اسلامی نه تنها یک گام به عقب ننشسته بود بلکه پیشاپیش اعلام کرده بود آشتی ملی‌ای در کار نیست</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">هر آنچه هست همان است که فرزاد گفته بود</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">: </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">شلاق و شکنجه و انفرادی</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">.</span></span></p>
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT">
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT"><strong><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">فرزاد مطرود</span></span></strong></p>
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">دو سال پس از فاجعه‌ی اعدام زندانیان کرد در زندان اوین حالا شکاف میان جنبش سبز </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">- </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">اگر اصلا دیگر جانی داشته باشد </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">- </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">و جنبش‌های حاشیه ای نظیر آنچه در تمام سی سال گذشته در کردستان در جریان بوده است پرنشدنی به نظر می‌رسد</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">جنبشی که برای پادوی سابق دستگاه امنیتی و قهرمان امروزش هورا می‌کشد فرزاد کمانگر را از یاد برده است</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی و علی حیدریان را که حتی به نام هم نمی‌شناسد</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">جنبش فرزندان شهیدش را طرد کرده است</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">آن‌ها را به فراموشی سپرده است مبادا از امیدش به تغییر کاسته شود</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">آن زمان که باید در برابر موج وحشت‌آفرینی حکومت می‌ایستاد آتش بیار معرکه‌ی اخبار ضد و نقیضی شد که تنها کارکردش ایجاد هراس بود و حالا که باید شمع مزار بی مزار شهدایش را روشن نگاه دارد آنها را در پستوها قایم می‌کند مبادا متهم شود به جدایی طلبی یا انقلابی‌گری، تا مبادا جنبش از مسیر صحیحش منحرف شود</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">.</span></span></p>
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">آن ها که حتی از آشکار ساختن محل دفن فرزادها بیم دارند می‌دانند که قلب تپنده‌ی فرزاد و فرزادها چگونه می‌تواند جان ببخشد، اما فرزادی که به سلاح شعر و صداقت مسلح بود، توسط جنبشی که نمی‌توانست از پس دیوارهای نه چندان بلند اوین برآید خلع سلاح شد و حالا او هم می‌رود که به مانند یارانش طرد شود</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">.</span></span></p>
<p lang="ar-YE" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">حالا که به نظر می‌رسد شعله ی امیدهای مصنوعی رو به خاموشی است و سوال چه باید کرد هر روز و هر کجا مطرح می‌شود باید گفت مسیر مشخص است</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">. </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">جنبشی که فرزادها را طرد و فراموش کرده است و می‌رود که بمیرد، تنها یک راه برای بازگشت به زندگی دارد</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">: </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">این جنبش باید پیش از هر چیز به تقاضای فرزاد کمانگر پاسخ دهد</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">: </span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">قلب او را، قلب شورشی او را دوباره در آغوش بگیرد، شاید از چنان تپشی جانی دوباره بگیرد</span></span><span style="font-family: Tahoma,sans-serif;"><span style="font-size: small;">.</span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mikhak.info/?feed=rss2&#038;p=558</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>طبقه کارگر، همیشه قابل کشف</title>
		<link>http://mikhak.info/?p=547</link>
		<comments>http://mikhak.info/?p=547#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 01 May 2012 17:40:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میخک</dc:creator>
				<category><![CDATA[میخک برای چاپ]]></category>
		<category><![CDATA[کارگر، سندیکا، روز جهانی کارگر، معلم، طبقه متوسط]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mikhak.info/?p=547</guid>
		<description><![CDATA[کارگران به عنوان یک گروه بزرگ معترض به وضع موجود، در خیزش جنبش سبز – به ویژه بعد از عاشورای ۸۸ – احساس نکردند کسی به مطالبات آنها اهمیت می‏دهد. با نزدیک شدن هر مناسبت زمزمه دعوت به خیابان سر می‏گرفت اما  ۱۱ اردیبهشت جزو این تقویم اعتراضی نبود. در صحبت های پیرامون جنبش سبز به گونه‏ای از آن سخن می‏رفت که گویی جزو مایملک و کلکسیون افتخارات طبقه متوسط است. بدنه فرودست جامعه حتی تا این حد تقلیل داده شد که صرفا گروهی با دغدغه «شکم» هستند و نمی‏توانند پرچم دار سودای آزادی‏خواهی باشند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سومین سال پیاپی است که روز کارگر (۱۱ اردیبهشت) فرا می رسد و در سایت ها و محافل سیاسی جز از جانب فعالین کارگری و چپ ها، ندای دعوتی برای حضور در خیابان، احقاق حقوق از دست رفته، درخواست برای اعطای مجوز به تشکیلات صنفی کارگران &#8211; اعم از شورای کارگری یا سندیکا &#8211; و &#8230; به چشم نمی خورد.</p>
<p>&nbsp;<br />
پس از سه سال از آغاز جنبش مردمی سبز، همچنان بخش قابل توجهی از فعالان اصلاح طلب و لیبرال این جنبش که امیدوار به معجزه «طبقه متوسط» هستند، در پاسخ به اینکه چرا به فرصت اعتراض در روز جهانی کارگر یا روز معلم اعتنا ندارند، می‏گویند: «دخالت دیگران برای احقاق حقوق امثال معلمان و کارگران مبارزات ایشان را از دایره شمول صنفی خارج و سیاسی می کند، و باعث به سرانجام نرسیدن این اعتراضات می‏شود. » همچنین بعضا به این توجیه نیز پناه برده می‏شود که «کارگران و معلمان خود تمایلی به سیاسی شدن اعتراضات شان ندارند و این کاملا غیراخلاقی است که دیگران غیر از این گروه ها بخواهند وارد اعتراضات ایشان بشوند» و در نهایت اینکه «وقتی سبزها در خیابان بودند و کتک می خوردند، کارگران کجا بودند؟»</p>
<p>&nbsp;<br />
نگاهی به فراز و نشیب های جنبش های آزادی خواهانه ۳۰ سال گذشته ایران، گواهی می‏دهد که طبقه کارگر و طبقه متوسط، هر دو کلکسیونی از «شکست»ها را برای خویش به ارمغان آورده‏اند. گاه در رویارویی های طبقاتی (مانند انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴) طبقه کارگر محکوم به جانبداری از ارتجاع شده است.</p>
<p>&nbsp;<br />
از سال های سیاه و خفقان آور دهه ۶۰ که بگذریم، اولین تحرکات اجتماعی در برخورد با وضع موجود به سال های ۷۴-۱۳۷۳ برمی گردد که در اعتراض به گرانی (تورم ۵۴ درصدی) و شرایط سخت زندگی، شورش های پراکنده ای در تهران، مشهد، شیراز و اصفهان اتفاق افتاد. مشهورترین این اعتراضات «شورش اسلام شهر» بود. عمده شرکت کنندگان در این کارزار، طبقه فرودست جامعه، متشکل از کارگران و تهی‏دستان شهری بودند که در اعتراض به تکنوکراتیسم اقتصادی بورژوازی اسلامی به محوریت «کارگزاران» خواهان تثبیت حداقل سطح معاش بودند.</p>
<p>&nbsp;<br />
با اوج گرفتن سیاست «قراردادی کردن» نیروی کار در جریان تعرض به حداقل های حمایتی پیش بینی شده در قانون کار و حجیم شدن اندازه «طبقه کارگر»، بار دیگر اعتراضات کارگری در ابعادی محدودتر – کفش ملی، نفت، ایران خودرو – صورت گرفت، اما با هم‏دستی دولت و نهادهای حکومتی (خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار)، خاموش شد.</p>
<p>&nbsp;<br />
در این بین «طبقه متوسط» که بخشی از فعالان خویش را در جریان سرکوب های خونین دهه ۶۰ از دست داده بود و باقی ماندگانش یا تن به مهاجرت داده بودند یا دوران نقاهت پس از زندان و شکنجه را سپری می کردند، در حال بازسازی خویش برای حضوری نرم تر و خاموش تر در عرصه ی سیاست و به ویژه فرهنگ بود. هرچند که این حضور بی سر و صدا هم از چشم بورژوازی تازه به قدرت رسیده دور نماند و برخوردهای خود را در هیأت قتل و سرکوب نویسندگان نشان داد: از دستگیری سعیدی سیرجانی در اسفند ۱۳۷۲ و قتلش در آذر ۱۳۷۳، تا نامه ۱۳۴ نویسنده در مهر همان سال و تا قتل احمد میرعلایی، غفار حسینی، ابراهیم زال زاده و احمد تفضلی.</p>
<p>&nbsp;<br />
تا اینکه سرانجام ۲ خرداد ۱۳۷۶ مرهمی شد بر زخم های ۱۹ ساله طبقه متوسط. از در و دیوار ندای «جامعه مدنی» و «اقتصاد آزاد» می بارید و مجلات و نشریات و فیلم ها و تئاترها یکی پس از دیگری مجوز می گرفت. این همه آزادی اغلب به حساب اهدایی دولت اصلاحات گذاشته می‏شد و می‏شود، اما هزینه های خون بارش گردن «نیروهای خود-سر»، «سازمان اطلاعات موازی» و «حزب الله» بود!!! نیروهایی که نمی خواستند دولت اصلاحات در ساختن «ایرانی برای همه ایرانیان» موفق شود و هر ۹ روز یک بار با بحران مواجه اش می کردند: از قتل فروهرها تا مختاری و پوینده تا ۱۸ تیر و استیضاح نوری و مهاجرانی تا بسته شدن روزنامه ها و کنفرانس برلین تا تحصن مجلس ششم تا اخراج مارکسیست ها از دانشگاه و چون همیشه: بی‏توجهی به مطالبات کارگران و معلمان برای تشکیل نهادهای صنفی مستقل.</p>
<p>&nbsp;<br />
با فرا رسیدن ۳ تیر ۱۳۸۴، صدای پای فاشیزم که پیشتر بدنه اصلاحات هشدارش را داده بود، در هیأت یک پوپولیسم نفتی نظامی ظاهر شد و ظرف کمتر از ۸ ماه موفق به دود کردن تمامی به اصطلاح دستاوردهای ۸ ساله اصلاحات اعم از «صندوق ذخیره ارزی» و «جامعه مدنی» شد. بار دیگر مقاومت های اجتماعی از سوی اقشار مختلف طبقه متوسط در مواجهه با این فاشیزم شروع به بالیدن کرد: از اعتراضات دانشجویی به محوریت دانشگاه علامه و امیرکبیر تا جنبش زنان به محوریت کمپین یک میلیون امضاء.</p>
<p>&nbsp;<br />
در این بین طبقه کارگر و معلم که محکوم بود عامل اصلی روی کار آوردن این فاشیزم است، چرا که حاضر نشده بود فاشیزم سردار سازندگی را به فاشیزم سردار حماقت ترجیح دهد، با حضورهای متعددش جلوی مجلس و اعتصاب های بی شمار از خواباندن خط تولید تا بستن خیابان و تعطیلی مدارس می‏کوشید تا از زیر خروارها سیاست، مطالبات اجتماعی ۱۶ سال به تعویق افتاده اش را برجسته کند: از سندیکای کارگران شرکت واحد تا کانون صنفی معلمان و تا سندیکای کارگران نی‏شکر هفت تپه و تا کارگران کارگاه های زیر ده نفر و معلمان حق التدریسی. پررنگ ترین جلوه این اعتراضات، بزرگداشت روز جهانی کارگر (۱۱ اردیبهشت) سال ۱۳۸۶ و تجمع پنجاه هزار نفری معلمان در اسفند ماه سال ۱۳۸۵ جلوی مجلس بود.</p>
<p>&nbsp;<br />
انتخابات ۸۸ که آغاز شد، بار دیگر امیدی در سپهر سیاست ایران دمیده شد: طبقه کارگر و متوسط علی رغم تخاصم طبقاتی ای که طی سال های قبل از سر گذرانده بودند، اینک چاره کار را در روی آوردن به «دولتی ملی» می‏دیدند تا دست کم کارشان به «تلاش برای بقاء زیستی» نکشد. کودتای ۲۲ خرداد اما حکایتی شد تراژیک و توأمان حماسی: رأی هایی که دزیده شد و مردمانی که به خیابان آمدند.</p>
<p>&nbsp;<br />
عاشورای ۸۸ که تمام شد، شکاف های درون جنبشی، یکی یکی سربرآوردند: از نزاع بر سر مبارزه مسالمت آمیز و خشونت ورزی اخلاقی تا دعوای قدیمی اصلاح یا انقلاب و تا انقلاب دموکراتیک یا انقلاب کارگری. میزان مشارکت کارگران در حضورهای خیابانی جنبش سبز در سال ۸۸ محل اختلاف بوده است چرا که ادعاها به تمامی مبتنی بر تجربه دیداری است و آمار دقیقی از ترکیب معترضان وجود ندارد. در غیاب آمار قابل اعتنا، و در صورتی که نگاه طبقاتی به جنبش سبز را – که عموما جنبش سبز را جنبش طبقه متوسط می داند – کنار بگذاریم، نکته قابل تأمل در آمار و ارقام مربوط به اعتراضات کارگران در همان سال ۸۸ است:</p>
<p>&nbsp;<br />
دست کم ۱۰ کارگر در جریان مشارکت در اعتراضات سبزها به قتل رسیدند و مجموعا ۴۵۰ حرکت اعتراضی (۳۰۰ مورد با خواست مشخص و ۱۴۷ مورد با خواسته نامشخص) از سوی کارگران اتفاق افتاده بود که شاخص ترین آن ها، اعتراض خیابانی کارگران لوله سازی اهواز بود که با مشارکت دیگر گروه های مردم از جمله دانشجویان همراه شد.</p>
<p>&nbsp;<br />
حداقل نتیجه‏ای که می‏توان از این اعتراضات گرفت آن است که کارگران اصلا از وضع موجود راضی نیستند. اما چرا سعی نکرده بودند که اعتراضات خویش را به بدنه اعتراضی سبز پیوند بزنند؟ سطحی‏ ترین پاسخ به این پرسش عبارت از این بود که کارگران از سیاسی شدن اعتراضات شان واهمه دارند و صرفا به دنبال معاش خویش اند. سحطی بودن این پاسخ از آنجایی است که در نظر نمی‏گرفت خطر اخراج برای یک کارگر متحصن و در حال اعتصاب با ۸ ماه حقوق عقب افتاده، چیزی دست کم از حضور سبزها در برابر گلوله های قصابان پاسدار نداشت.</p>
<p>&nbsp;<br />
پاسخ شاید اینجا بود که کارگران به عنوان یک گروه بزرگ معترض به وضع موجود، در خیزش جنبش سبز – به ویژه بعد از عاشورای ۸۸ – احساس نمی‏کردند که کسی به مطالبات آنها اهمیت می‏دهد. با نزدیک شدن هر مناسبت زمزمه دعوت به خیابان سر می‏گرفت اما مناسبت ۱۱ اردیبهشت جزو این تقویم اعتراضی به حساب نمی‏آمد. در یادداشت ها و صحبت های پیرامون جنبش سبز به گونه‏ای از آن سخن می‏رفت که گویی جزو مایملک و کلکسیون افتخارات طبقه متوسط باید نوشته شود. بدنه فرودست جامعه حتی تا این حد تقلیل داده شد که صرفا گروهی با دغدغه «شکم» هستند و نمی‏توانند پرچم دار سودای آزادی‏خواهی باشند.</p>
<p>&nbsp;<br />
اینجا بیشتر از آنکه بخواهیم بر رویارویی دو طبقه متخاصم تأکید کنیم، می‏خواهیم توجه ها را به «نیروهای بسیج کننده اعتراضات» معطوف کنیم. کسانی که به اصطلاح می‏کوشند با حرف و سخن خود به نوعی به یک حرکت و خیزش جهت بدهند و در جریان این کار، جهت دهی خاص و ویژه خود را خواست اکثریت یک طبقه جلوه دهند. نمونه این امر را می‏توان هم در جنبش سبز دید و هم در جنبش کارگری. به این نحو که مثلا وقتی «شورای هماهنگی راه سبز امید» به نمایندگی از جنبش سبز بیانیه ای صادر می کند، گویی که بلندگوی طبقه متوسط است و حال اینکه آیا واقعا اینطور هست یا نه چندان مورد توجه نیست. به همین سیاق و البته به شکلی بدتر در جنبش کارگری صدها گروه و سازمان و تشکل داعیه نمایندگی دارند: از «شورای هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری» گرفته تا «اتحاد کارگران آزاد» و «انجمن دموکراتیک کارگران» و&#8230;</p>
<p>&nbsp;<br />
اینک با گذشت یک سال از اجرای طرح هدفمندی یارانه ها، شاهد پرولتریزه شدن هرچه بیشتر طبقه متوسط شهرنشین از نظر اقتصادی هستیم. به این معنی که «ناگزیر» شده نیروی کارش را بفروشد. از نظر فرهنگی نیز تمامی شاخص های متوسط بودنش از سینما رفتن تا اشتراک مجله و روزنامه و خرید کتاب از دست رفته است. در چنین وضعیتی، آیا روز جهانی کارگر، روز بخش بزرگ و بزرگتری از ما نیست؟ در شرایطی که طی سه سال گذشته طبقه متوسطی ها فرآیند پرولتریزه شدن را از سر می گذراندند، طبقه ی کارگر در حال تهی دست شدن بود و احتمالا تهی دستان در حال مردن. از همین روست که اینک خواست آزادی خواهی مویی با تلاش برای بقای اقتصادی فاصله ندارد و مسئله بیش و پیش از آنکه بر سر نجات دموکراسی و مبارزه با دیکتاتوری باشد، بر سر نجات حیات زیستی شهروندان ایرانی است. بی‏معنی نیست که در قبال درخواست تجمع برای روز کارگر، حاکمان وقت «بهشت زهرا» را پیشنهاد می‏دهند؛ چه اینکه برای ایشان مسجل است که نه در بلند مدت [به قول کینز] بلکه «در کوتاه مدت همه ما را خواهند کشت!»</p>
<p>&nbsp;<br />
انبوه آمار مربوط به اخراج ها و بیکاری و بسته شدن کارخانه و حقوق های عقب افتاده و اعتصاب های بی‏نتیجه با تصویر کلیشه ای انقلابی ای که بعضا از جامعه کارگری ایران داده می‏شود هم‏خوانی ندارد. واقعیت این است که کارگران نسبت به وضع خود معترض هستند، اما نه تا آن حد که مطالبات خویش را پیوند خورده به خواست تغییری انقلابی و یا حتی معتدل‏تر از آن اصلاحات سیاسی ببینند. برای آنان هنوز ملموس نیست که می‏توانند پیش از آنکه خود مشمول مقوله «اخراج» شوند، برای احقاق حقوق دیگر همکاران اخراج شده شان به صورت متشکل دست به اعتراض بزنند. دلایل بی‏شماری برای این مسئله از «سرکوب سیاسی» تا «انقطاع تجارب مبارزاتی گذشته» می‏ توان برشمرد. آنچه از نظر ما می‏تواند موضوع آسیب شناسی بحران پیوند کارگران با جنبش سبز و نیز مزایا و معایب طبقاتی دیدن این جنبش باشد، عبارت است از این پرسش که:</p>
<p>&nbsp;<br />
<strong> «توده های شکل نیافته مردم چطور نمایندگی شده و می‏شوند؟»</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mikhak.info/?feed=rss2&#038;p=547</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چه کسی باید از اعتراضات کارگری حمایت کند؟</title>
		<link>http://mikhak.info/?p=544</link>
		<comments>http://mikhak.info/?p=544#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Apr 2012 08:07:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میخک</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات میخک]]></category>
		<category><![CDATA[اعتصاب]]></category>
		<category><![CDATA[بیکاری]]></category>
		<category><![CDATA[تولید ملی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[کارگر]]></category>
		<category><![CDATA[گرانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mikhak.info/?p=544</guid>
		<description><![CDATA[کارگران بیکاری که از در بسته کارخانه خود رد نمی‌شوند، چیزی برای مبادله با جناح‌های قدرت ندارند تا انتظار حمایتی از طرف آنها داشته باشند. جناح‌های مخالف هم همگی چنان در ندانم کاری و سرگردانی خود گرفتارند که نه ابتکار عملی برای پشتیبانی از کارگران دارند و نه امکانی: جناح‌های مختلف اپوزیسیون در بهترین حالت منتظرند که کارگران از سنگینی بار فشار اقتصادی به ستوه بیایند و بی آنکه مطالبه خاصی داشته باشند به کمک اپوزیسیون در خود مانده بیایند. ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-size: small;"><br />
</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">سال جدید با اعتصاب و اعتراض کارگری آغاز شده است</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">اعترض به اخراج یک شبه؛ اعتصاب برای حقوق‌های تا هشت ماه عقب افتاده؛ اعتراض کارگرانی که اول سال پشت در کارخانه ماندند</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">با یک حساب سرانگشتی می‌توانیم ببینیم که نزدیک به سه هزار کارگر در اعتراضات چند روز اخیر درگیر بوده‌اند</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">زیاد بودن شمار معترضان اما دلیلی برای افتخار نیست، مایه افسوس است</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">کارگران، هرچند پر شمار، از پیش بردن خواست‌های خود بازمانده‌اند، زیرا زمانی و به طریقی دست به اعتراض زده‌اند که دیگر کار از کار گذشته بود</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">.</span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">برای این که بیش از شش صد کارگر را به کارخانه راه ندهند کافی بوده است که نگهبانان را عوض کنند و در را ببندند</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">همین</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">و اخراج تمامی کارگران یک کارخانه دیگر به سادگی با گفتن این که قراردادتان تمدید نشده به انجام رسیده است</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">و این‌ها هیچ‌کدام تازگی ندارد</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">چیزی که شاید تازگی داشته باشد، شتاب جدید این روند است</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">اما این شتاب، شتاب </span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">&#8220;</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">اعتراض</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">&#8221; </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">نیست، شتاب فلاکتی است که هر روز بیشتر دامن‌گیر ما می‌شود</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">.</span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">زیر بار سیاست خصوصی‌سازی، تحریم، و واردات، کمر تولید شکسته است و با ادامه تحریم‌ها و خاصه خرجی‌های جناح‌های حاکم که در شرایط بحران به دنبال یارگیری از بین صاحبان سرمایه هستند، بحران تولید بیشتر از این هم تشدید خواهد شد</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">: </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">در واقع گفتار خامنه‌ای در ابتدای سال نو که آن را سال تولید ملی خواند، وعده شومی بود به تیرگی بی‌سابقه وضع تولید</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">چنان که پیداست وضع از این هم بدتر خواهد شد و این یعنی کارگران بیشتری اخراج و بیکار می‌شوند</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">و باز هم قابل پیش بینی است که رفتن به در مجلس ضد ملی و نامه دادن به احمدی‌نژاد و امثال او جز این که کارگران را سرخورده و فرسوده کند حاصلی نخواهد داشت</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">سر دواندن و خسته کردن و پراکندن مردم کمترین تخصص دستگاه سرکوب است</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">پس چه باید کرد؟ چه کاری از دست کارگران برمی‌آید؟ چه کسی آنها را پشتیبانی خواهد کرد</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">حقیقت این است که در اوضاع فعلی کارگران از هیچ کس نمی‌توانند انتظار کمک داشته باشند</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">در زمین سیاست، آن هم سیاست بیش از پیش کالایی شده امروز ایران، سیاست خشنی که سرکوب درش حرف اول را می‌زند، کارگران بیکاری که از در بسته کارخانه خود رد نمی‌شوند، چیزی برای مبادله با جناح‌های قدرت ندارند تا انتظار حمایتی از طرف آنها داشته باشند</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">جناح‌های مخالف هم همگی چنان در ندانم کاری و سرگردانی خود گرفتارند که نه ابتکار عملی برای پشتیبانی از کارگران دارند و نه امکانی</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">: </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">جناح‌های مختلف اپوزیسیون در بهترین حالت منتظرند که کارگران از سنگینی بار فشار اقتصادی به ستوه بیایند و بی آنکه مطالبه خاصی داشته باشند به کمک اپوزیسیون در خود مانده بیایند</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">چه کسی می‌ماند؟ هیچ کس جز خود کارگران</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">هیچ کس جز کارگرانی که نوبت اخراج و بیکاری خود را انتظار می‌کشند نیست که درک و انگیزه‌ای برای کمک به کارگران دیگر داشته باشد</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">با اوضاع فعلی کارگرانی که هنوز بر سر کار هستند نباید چندان به این که بر سر کار بمانند امیدوار باشند</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">سکوت و نظاره دیگرانی که امروز اخراج می‌شوند، فقط بیکاری و اخراج فردای نظاره کنندگان را آسان‌تر خواهد کرد</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">اعتصاب زمانی معنا و فایده دارد که از جریان انداختن کار در جایی اثرگذار باشد</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">زمانی که صنعتی‌ فروخته و تعطیل شود یا ورشکسته گردد، دیگر نه اعتصاب معنایی دارد نه اعتراض به جایی می‌رسد</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">کارگران عمدتاً با محافظه‌کاری از دست زدن به اعتصاب‌ و اعتراض در حمایت از کارگران دیگر خودداری کرده‌اند و این بیشتر ضربه پذیرشان می‌کند</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">کارگران فکر می‌کنند که چنین اعتراض‌های حمایتی‌ای </span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">«</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">سیاسی</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">» </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">خواهد بود و با آن برخورد خواهد شد</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">این فکر البته درست است</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">: </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">اعتراض و اعتصاب کارگران در حمایت از کارگران دیگر بی‌شک عملی سیاسی است، اما این درست همان چیزی است که کارگران باید نه تنها با آن کنار بیایند بلکه آن را بخواهند</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">تا وقتی کارگران به خاطر معنای سیاسی کنش‌ها و مخاطراتی که پیش رو دارند از دست بردن به آن‌ها سر باز زنند، نمی‌توانند سیاستی از آن‌خود داشته باشند و به این ترتیب نهایتاً آلت دست سیاست دیگران خواهند بود</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">وضع وخیم اقتصادی اخیر که فشار همه جانیه آن بیش از هر کسی بر کارگران وارد می‌آید فرصتی است تا کارگران برای خود پا پیش نهند و سیاست خود را برای خود شکل دهند</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">محافظه کاری کارگران برای دور ماندن از خطر </span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">«</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">سیاسی کاری</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">» </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">تنها نتیجه‌ای که خواهد داشت این است که وقتی آوار بر سرشان فرود بیاید بی حفاظ باشند، نه این که آنها را از خطر مصون نگه دارد</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">تنها راهی که ممکن است بتواند از ضربه‌های بیشتر بر کارگران جلوگیری کند اعتراض‌های گسترده کارگری در مخالفت با گرانی و بیکاری و اخراج کارگران است</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">این عمل مسلماً عملی سیاسی است، اما اگر آگاهانه صورت گیرد می‌تواند سیاستی برای خود کارگران باشد، سیاستی که در شرایط فعلی برای بقای کارگران ضروری است</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;">برای باقی ماندن کسی جز کارگران  به کارگران کمک نخواهد کرد</span></span></span><span style="font-size: small;"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: arial,sans-serif;">.</span></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mikhak.info/?feed=rss2&#038;p=544</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خیانت پر نعمت خاتمی</title>
		<link>http://mikhak.info/?p=537</link>
		<comments>http://mikhak.info/?p=537#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Mar 2012 09:49:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میخک</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات میخک]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاحات]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح‌طلبی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات مجلس]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[شورای هماهنگی راه سبز امید]]></category>
		<category><![CDATA[مردم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mikhak.info/?p=537</guid>
		<description><![CDATA[انتساب صفت‌های شبه‌اخلاقی چون ترسو یا خائن کافی نیست. باید آن خط سیاسی که خاتمی را به ترس و خیانت وامی‌دارد بازشناخت. این که خاتمی دیگر حتی نمی‌تواند نقش سیاستمدار مردمگرای ترس‌خورده‌ای را که بود دوباره بازی کند و حتی نمی‌تواند به خودش وفادار باشد به این دلیل است که واقعیت سیاسی ایران با وجوه رادیکالش اصلاح‌طلبی را به انتهای منطقی آن و فروپاشی کشانده و دیگر جایی برای فانتزی میانه‌روی باقی نگذاشته است. این به بن‌بست رسیدن خط سیاسی خاتمی است که چنین واکنشی را به رای دادنش برانگیخته است. اصلاح‌طلبان از باز گذاشتن پنجره خاتمی براس سازش احتمالی می‌گویند، آنان سال‌ها است که چنین رویایی می‌پردازند، اما اینک خط فارقی روشن خیانت‌آمیز بودن چنین رویاپردازی‌های معصومانه و خیراندیشانه‌ای را افشا می‌کند. و همین است که رای اخیر خاتمی را از همه خیانت‌های ریز و درشت پیشینش متمایز می‌سازد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="western" style="margin-bottom: 0cm;" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">شرکت رییس‌جمهور پیشین ایران در انتخاباتی که حتی محافظه‌کاران سنتی هم رغبت چندانی به مشارکت در آن نداشتند در وهله اول شگفت‌انگیز بود، آماج خشم و دشنام</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">اما دیری نگذشت که این عمل او به سادگی در چارچوب خط سیاسیش گنجید و هوادارانش با همان استدلال‌ها و لفاظی‌های قدیمی به توجیه و حتی ستایش انتخاب او پرداختند</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">رای دادن خاتمی در نمایش انتخابات مجلس به خودی خود بی‌اهمیت است و به تنها کار واقعی می‌ماند که از او برمی‌آمده است</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">اگر کنش او را منفرد در نظر بگیریم توضیحی برای این که چرا این بار عملش این چنین نفرت‌انگیز و شگفتی‌آور است نخواهیم داشت؛ چرا که او همان کسی است که دانشجویان را در ۱۸ تیر تنها گذاشت، که روزنامه‌نگاران را در توقیف فله‌ای تنها گذاشت، که به سندیکاهای کارگری اجازه عمل نداد، که اقوام ایرانی را به حال خود رها کرده بود</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">اویی که امروز جایزه اسکار را ارج می‌نهد، دیروز با بخل و کین‌توزی نوبل شیرین عبادی را نادیده گرفته بود</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">او همان کسی است که بر سر لوایح پیشنهادی خودش هم نایستاد</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">او مجری انتخابات مخدوش ۸۴ و از مقصران اصلی تسلط راست افراطی بر کشور است</span></span><span style="font-size: medium;">.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="western" style="margin-bottom: 0cm;" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">انتساب صفت‌های شبه‌اخلاقی چون ترسو یا خائن کافی نیست</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">باید آن خط سیاسی که خاتمی را به ترس و خیانت وامی‌دارد بازشناخت</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">این که خاتمی دیگر حتی نمی‌تواند نقش سیاستمدار مردمگرای ترس‌خورده‌ای را که بود دوباره بازی کند و حتی نمی‌تواند به خودش وفادار باشد به این دلیل است که واقعیت سیاسی ایران با وجوه رادیکالش اصلاح‌طلبی را به انتهای منطقی آن و فروپاشی کشانده و دیگر جایی برای فانتزی میانه‌روی باقی نگذاشته است</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">این به بن‌بست رسیدن خط سیاسی خاتمی است که چنین واکنشی را به رای دادنش برانگیخته است</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">اصلاح‌طلبان از باز گذاشتن پنجره خاتمی برای سازش احتمالی می‌گویند، آنان سال‌ها است که چنین رویایی می‌پردازند، اما اینک خط فارقی روشن خیانت‌آمیز بودن چنین رویاپردازی‌های معصومانه و خیراندیشانه‌ای را افشا می‌کند</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">و همین است که رای اخیر خاتمی را از همه خیانت‌های ریز و درشت پیشینش متمایز می‌سازد</span></span><span style="font-size: medium;">.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="western" style="margin-bottom: 0cm;" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">خاتمی بارها و بارها نشان داده است که به نیروی مردم اعتقادی ندارد و آنان را جز سیاهی‌لشکرهای مطیعی که به صورت برگه‌هایی ساکت و آرام کنج قفس صندوق رای می‌افتند نمی‌بیند</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">او در این برداشت تنها نیست، اصلاح‌طلبی ماهیتا به این که مردم، فرودستان و ما آدم‌های معمولی می‌اندیشیم و کنش سیاسی خود را رقم می‌زنیم با سوظن می‌نگرد</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">سیاست برای اصلاح‌طلبان به تمامی در حکومت ادغام می‌شود و نخبه‌گرایی لازمه آن است</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">به توصیفاتی که در توجیه عمل خاتمی از او می‌شود بنگرید</span></span><span style="font-size: medium;">: «</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">او به مصلحتی عالی‌تر آگاه است که ما از آن بی‌خبریم</span></span><span style="font-size: medium;">» </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">، </span></span><span style="font-size: medium;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">او سیاستمداری است که نمی‌خواهد قهرمان باشد و آبروی خودش را هزینه می‌کند تا کار درست به انجام برسد</span></span><span style="font-size: medium;">» </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">و یا آن که </span></span><span style="font-size: medium;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">انتظار شما از خاتمی اشتباه است، او روشنفکری فرهنگ‌دوست است و آدم سیاست نیست</span></span><span style="font-size: medium;">». </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">بگذریم از این که چه طور هواداران یک نفر او را هم سیاستمداری زیرک می‌دانند و هم روشنفکر لطیفی که مزاجش با دهشت و پلشتی‌ سیاست سازگار نیست؛ فصل مشترک همه این توصیفات دادن جایگاهی ممتاز و ماورایی به خاتمی است</span></span><span style="font-size: medium;">.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="western" style="margin-bottom: 0cm;" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">اصلاح‌طلبان گرفتار تناقضی ویرانگرند، وقتی از اشتباهات سیاسیشان ایراد می‌گیریم دهان ما را با ملاحظات اخلاقی می‌بندند و وقتی از رذایل اخلاقیشان، چون خیانت، می‌گوییم از واقعگرایی و مصالح سیاسی حرف می‌زنند</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">و به این ترتیب با مخدوش کردن دو تراز متفاوت سنجش، یعنی سیاست و اخلاق، برای خود این امکان را فراهم می‌آورند که همزمان به هر دوی آنها خیانت کنند</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">اخلاق برای آنان در شعار </span></span><span style="font-size: medium;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">ادب مرد به ز دولت اوست</span></span><span style="font-size: medium;">» </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">متجلی است و این یعنی می‌توانند بدون </span></span><span style="font-size: medium;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">بی‌ادبی</span></span><span style="font-size: medium;">» </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">به هر خیانت اخلاقی دست بزنند</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">سیاست را نیز هزارتوی پنهان حکومت می‌بینند که بزرگانی چون خاتمی با اطلاع از اسرار مگو می‌توانند در آن سرنوشت مردم را رقم بزنند</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">ما مردم را به این دالان‌ها راهی نیست و تنها می‌توانیم برای تشویق این برگزیدگان دست و سوت بزنیم، یا اخیرا</span></span><span style="font-size: medium;">: </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">سکوت کنیم</span></span><span style="font-size: medium;">.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="western" style="margin-bottom: 0cm;" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">رای دادن خاتمی در انتخابات مجلس آن روی دیگر سکه‌ای است که جنبش مردمی‌ سبز را در دالان‌های بی‌خشونتی، سوت سبز، شلاق نمادین و خانه‌نشینی اعتراضی به رخوت و بی‌عملی کشاند</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">همان مشی سیاسی که بی‌اعتماد به نیروی مردم و وحشت‌زده از تغییری بنیادین با وسواس‌های ذهنی خود به جای آن که سخنگوی اراده مردم و تحقق فریادشان باشد، صداخفه‌کن آنان شد و یک‌سره از آنان خواست تا ساکت بمانند</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">و تازه خاتمی با رایی که داد ثابت کرد تکلیفش با خودش روشنتر است</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">رای او نشان داد که بهتر از همراهانش به منطق بد و بدتر و به شیوه اصلاح‌طلبی پایبند است</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">واقعیت این است که دیگر اصلاح‌طلبان و نخبگان سبز افق ارائه راهی عملی برای بازگشت به حکومت و یا اصلاح ساختاری آن ندارند</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">در انتخاباتی که از ماه‌ها پیش روشن است کسی در آن شرکت نمی‌کند فراخوان </span></span><span style="font-size: medium;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">خانه‌نشینی</span></span><span style="font-size: medium;">» </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">دادن و سپس بی‌رونق بودن رای‌گیری را پیروزی خود جا زدن، تنها ترفندی است که یک نیروی سیاسی سرگردان که با خود تعارف دارد و از مواجهه با واقعیت می‌ترسد برای حفظ روحیه به کار می‌بندد</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">این ترفند مثل همان است که پر شدن خیابان از سرکوبگران و چماقداران را نشانه پیروزی خود بدانیم</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">بنابراین وقتی راه بدیلی نیست باید به در جا زدن در صندوق رای دلخوش بود</span></span><span style="font-size: medium;">.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="western" style="margin-bottom: 0cm;" dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">خیانت خاتمی به مردم و به اصلاح‌طلبان، از سر وفاداری او به اصلاح‌طلبی است</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">آنانی که از رای او و زیرپا گذاشتن عهد تحریم آشفته، خشمگین و متعجبند، باید آن را در متن ۱۴ سال سیاست‌ورزی او ببینند و به پیوند روشن این رای با مشی اطلاح‌طلبی بنگرند</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">خاتمی با ریختن رای به صندوق، نه تنها خود را دفن کرد و مرگ مبارک خویش در سیاست را مژده داد، که آخرین میخ را به تابوت اصلاح‌طلبان کوبید و اصلاح‌طلبی را همراه با رای خود در گور گذاشت؛ اصلاح‌طلبی دیگر مرده‌ای است که نباید گذاشت از جا بجنبد و شبانه از تابوتش بیرون آید و از گلوی سیاست مردمی ایران خون بمکد</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">دفن این مرده سرگردان و به تابوت برگشتن خون‌آشام نشانه خوبی هم هست</span></span><span style="font-size: medium;">: </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">سپیده نزدیک است</span></span><span style="font-size: medium;">.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mikhak.info/?feed=rss2&#038;p=537</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ما و نمایش انتخابات</title>
		<link>http://mikhak.info/?p=534</link>
		<comments>http://mikhak.info/?p=534#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 26 Feb 2012 10:12:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میخک</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات میخک]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات مجلس]]></category>
		<category><![CDATA[بحران اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mikhak.info/?p=534</guid>
		<description><![CDATA[
به زودی نمایش انتخابات مجلس برگزار می‌شود. این‌بار نه تنها خود انتخابات بلکه همه ابزارهای حکومت در به ابتذال کشاندن آن هم به ابتذال کشیده شده‌اند. بازی توامان شورای نگهبان و وزارت کشور برای رد صلاحیت‌ها که در آن هر یک در مقام ابزار یکی از جناح‌های حکومت کودتا در رد صلاحیت دیگری عمل کردند، و مهندسی و تخریب دو‌طرفه برای مهره‌چینی نهادی که آخرین توهم‌ها درباره موثر بودنش از سوی رهبر و احمدی‌نژاد در ماه‌های اخیر زدوده شده بود، همه و همه دلالت بر بحرانی می‌کند که پس از پایان نمایش دامن‌گیر همین جناح‌ها خواهد شد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><br />
</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">به زودی نمایش انتخابات مجلس برگزار می‌شود</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">این‌بار نه تنها خود انتخابات بلکه همه ابزارهای حکومت در به ابتذال کشاندن آن هم به ابتذال کشیده شده‌اند</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">بازی توامان شورای نگهبان و وزارت کشور برای رد صلاحیت‌ها که در آن هر یک در مقام ابزار یکی از جناح‌های حکومت کودتا در رد صلاحیت دیگری عمل کردند، و مهندسی و تخریب دو‌طرفه برای مهره‌چینی نهادی که آخرین توهم‌ها درباره موثر بودنش از سوی رهبر و احمدی‌نژاد در ماه‌های اخیر زدوده شده بود، همه و همه دلالت بر بحرانی می‌کند که پس از پایان نمایش دامن‌گیر همین جناح‌ها خواهد شد</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">.</span><br />
</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">اما در بحران جدیدی که می‌آید ما کجا خواهیم ایستاد؟ پیداست که این بحران امتداد و دامن‌ زننده به وضعیتی خواهد بود که هم‌اکنون در آن قرار داریم</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">: </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">یعنی بازی جناح‌های حاکمیت با بود و نبود کشور و استقلال ملی برای ماندن بر سر قدرت یا فرادست شدن بر یکدیگر</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">وضعیتی که وخامت آن را می‌توان در قیمت‌های هر روز رو به افزایش اقلام اساسی دید و در غیبت مردم از صحنه سیاست</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">واقعیت این است که در تمام این نکبتی که روز به روز انباشته می‌شود ما کنار زده شده‌ایم و در آن‌جا که باید تعیین کننده باشیم غایبیم</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">.</span><br />
</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">درمان این غیبت مسلما حضور ما در نمایشی دیگر که خود ترتیب می‌دهیم نخواهد بود</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">ما به این که نشان دهیم </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">&#8220;</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">زنده‌ایم</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">&#8221; </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">احتیاج نداریم بلکه محتاج آن هستیم که واقعا عملی انجام دهیم که شاید در نتیجه آن زنده بمانیم؛ باید بپذیریم که این غیبت می‌تواند به زوال و انهدام کامل ما بیانجامد</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">بنابراین باید دست به کنش‌هایی بزنیم که تغییری در وضع موجود ایجاد کنند</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">تلاش و التماس حاکمیت برای کشاندن مردم به پای صندوق‌های رای امروز می‌تواند رقت انگیز و خنده‌دار به نظر بیاید</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">اما اگر ما نتوانیم از این موقعیت و هر موقعیت دیگری برای نزدیک شدن به هدف‌مان، یعنی تغییر ساختار موجود به نفع وضعیتی دموکراتیک، استفاده کنیم آن‌گاه کاری جز گریستن برای‌مان نخواهد ماند</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">.</span><br />
</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">چیزی که پیداست این است که جناح‌های حکومت می‌کوشند با </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">«</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">غیر سیاسی</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">» </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">کردن انتخابات آن را نجات دهند</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">طرح کردن پر سر و صدای ایده‌های مضحکی مانند </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">«</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">رقابت</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">» </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">میان استان‌ها برای کسب بیشترین درصد شرکت در انتخابات، صرفا برای کسب </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">«</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">جمعیت</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">» </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">نیست؛ حکومت با طرح این ایده‌ها واقعا می‌خواهد اصرار کند که انتخابات سیاسی نیست؛ که انتخابات ربطی به همه آن‌چه در این دو سال و همه آن‌چه در سی سال پیش از آن گذشت ندارد؛ که انتخابات ربطی به فاجعه اقتصادی‌ای که گریبان‌گیرمان است ندارد؛ که انتخابات ربطی به هیچ چیزی ندارد</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">.</span><br />
</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">راه باقی مانده برای نجات حاکمیت همین است</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">: </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">همین که به ما بقبولاند آن چیزهایی که می‌بینیم آن چیزهایی نیستند که می‌بینیم</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">چرا؟ چون واقعا اگر باور کنیم که آن‌چه که میبینیم همین‌هایی هستند که می‌بینیم، اگر باور کنیم که هر روز در بحران اقتصادی بیشتر فرو می‌رویم، اگر باور کنیم که چشم‌انداز جنگ یا فروپاشی اقتصادی یا سازشی وطن فروشانه منطقی‌ترین گزینه‌هایی هستند که آینده نزدیک ما را رقم خواهند زد، آن‌گاه شاید به این نتیجه برسیم که این نشستن امروز از جنس حفظ نیرو و بیرون ماندن از دایره آسیب نیست بلکه باز گذاشتن دست سرکوب‌گران در زدن ضربه نهایی به ماست</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">.</span><br />
</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">اگر حاکمیت پیروزی‌ای بر ما یافته دقیقا در همین نقطه است</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">: </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">در این کرختی که برمان عارض شده</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">اگر کرخت نشده بودیم به این فکر می‌کردیم که از فرصت‌ها استفاده کنیم</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">فکر می‌کردیم که نه تنها انتخابات که همه موقعیت‌ها را از وضع بی‌تفاوت و غیر سیاسی‌شان خارج کنیم</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">و از جمله فکر می‌کردیم که با استفاده از فضای نارضایتی و رسوایی که با این نمایش انتخابات پیش خواهد آمد، به سیاسی‌ کردن نارضایتی‌های اقتصادی و منطقه‌ای پراکنده حول محوری دموکراتیک کمک کنیم و با این کار درست در نقطه‌ای که حکومت آن را موضع ضعف سیاست مردم یافته است به قوت برسیم</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">باید بپذیریم ما نیز راه‌های اندکی برای نجات داریم</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">چشم انداز باقی مانده برای عمل برای ما دقیقا رفتن به نقطه مقابل کاری است که حاکمیت برای بقای خود می‌کند، و تنها راه ما این است که از هر فرصتی برای سیاسی کردن انواع نارضایتی‌های موجود استفاده کنیم؛ چه </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">. </span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">استفاده از مناقشات محتمل حین و پس از انتخابات باشد و چه از آن مهمتر استفاده از وجه سیاسی بحران اقتصادی حاضر</span></span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: #222222;">.</span></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mikhak.info/?feed=rss2&#038;p=534</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قفس را بسوزان؛ به سوی فصلی نو</title>
		<link>http://mikhak.info/?p=530</link>
		<comments>http://mikhak.info/?p=530#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 18 Feb 2012 14:18:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میخک</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات میخک]]></category>
		<category><![CDATA[اقلیت]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[شورای هماهنگی راه سبز امید]]></category>
		<category><![CDATA[۲۵ بهمن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mikhak.info/?p=530</guid>
		<description><![CDATA[در چنین شرایط خطیری که از یک طرف روز به روز بر هجمه‌ی فاشیستی نظام حاکم افزوده می شود و از طرف دیگر سایه‌ی تهدیدات نظامی پررنگ‌تر، ما فرصتی برای از دست دادن نداریم. برای ما جنبش سبز، یک سرگرمی تخلیه‌ی انرژی با سوت و کف و آزمایشگاهی برای امتحان شیوه های مختلف اصلاح حاکمیت نیست، بلکه جنبشی معطوف به مسئله‌ی مرگ و زندگی از خلال میانجی مهم «پروسه‌ی تغییر ساختار سیاسی» است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">با وجود تمامی پیشنهادها، تلاش‌ها و ملاحظات برای هرچه بهتر برگزار شدن راهپیمایی اعتراضی ۲۵ بهمن، در نهایت امر باید گفت که عملا تجمعی اتفاق نیفتاد و در بهترین حالت یک روز به نسبت شلوغ در برخی از شهرهای کشور رقم خورد</span></span><span style="font-size: medium;">.</span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">با وجود پیشبینی‌ و انتقادهایی که پیش از این فراخوان در خصوص کم و کیف ماجرا به دست داده بودیم </span></span><span style="font-size: medium;">(</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">بنگرید به </span></span><a href="http://mikhak.info/?p=527"><span style="font-size: medium;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">تحلیلی در آستانه ۲۵ بهمن</span></span><span style="font-size: medium;">»</span></a><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">، </span></span><a href="http://mikhak.info/?p=523"><span style="font-size: medium;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">قانون اساسی، خیابان و پیاده رو</span></span></a><span style="font-size: medium;"><a href="http://mikhak.info/?p=523">»</a> </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">و </span></span><a href="http://mikhak.info/?p=518"><span style="font-size: medium;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">تدارک اعتراض یا تدارک سازماندهی</span></span></a><span style="font-size: medium;"><a href="http://mikhak.info/?p=518">»</a>) </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">و متأسفانه شاهد تحققشان بودیم، اما نمی‌توانیم با سرخوردگی ناشی از این حضور ناموفق در خیابان، چون امری طبیعی کنار بیاییم و یا از آن بدتر به سیاق برخی از سایت‌ها به منظور روحیه بخشی کاذب دست به کار خبرسازی‌های از نوع صدا و سیمایی شویم و ماجرا را این‌طور جلوه دهیم </span></span><span style="font-size: medium;">&#8220;</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">که عجب حضور باشکوهی بود</span></span><span style="font-size: medium;">!&#8221;</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">یا </span></span><span style="font-size: medium;">&#8220;</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">یک بار دیگر ثابت کردیم که ما زنده ایم</span></span><span style="font-size: medium;">&#8220;!</span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">در ۹ ماه گذشته نقدهای بسیاری به مواضع و عملکرد </span></span><span style="font-size: medium;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">شورای هماهنگی راه سبز امید</span></span><span style="font-size: medium;">» </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">شده است، اما در کمال تعجب شاهدیم که این شورا یا این انتقادات را نمی بیند و یا اینکه به ترتیبی برای خود به مشروعیتی پیشینی قائل است که نیازی به تغییر رویکردش بر اساس انتقادات وارده نمی بیند</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">در چنین شرایط خطیری که از یک طرف روز به روز بر هجمه‌ی فاشیستی نظام حاکم افزوده می شود و از طرف دیگر سایه‌ی تهدیدات نظامی پررنگ‌تر، ما فرصتی برای از دست دادن نداریم</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">برای ما جنبش سبز، یک سرگرمی تخلیه‌ی انرژی با سوت و کف و آزمایشگاهی برای امتحان شیوه های مختلف اصلاح حاکمیت نیست، بلکه جنبشی معطوف به مسئله‌ی مرگ و زندگی از خلال میانجی مهم </span></span><span style="font-size: medium;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">پروسه‌ی تغییر ساختار سیاسی</span></span><span style="font-size: medium;">» </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">است</span></span><span style="font-size: medium;">.</span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">جمهوری اسلامی در حالی وارد چهارمین دهه‌ی حیات خویش شده است که حجم نارضایتی‌ها و فشارهای اقتصادی</span></span><span style="font-size: medium;">-</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">سیاسی به درجه‌ی کم سابقه‌ای در طول این چهار دهه رسیده است و نیز برای اولین بار پتانسیل تدارک عمل اعتراضی در سطحی گسترده، چه در داخل و چه در خارج فراهم آمده است؛ اما با تمامی این اوصاف، وضعیت مقاومت و مبارزه علیه وضع موجود اکنون در بهترین حالت به چیزی شبیه به دوره‌ی اول حاکمیت اصلاح طلبان می‌ماند</span></span><span style="font-size: medium;">.</span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">به نظر ما مهمترین دستاورد ۲۵ بهمن ۱۳۹۰، مادیت یافتن مجموعه ی انتقادات و ملاحظات یک سال گذشته نسبت به جنبش سبز به طور کلی و شورای هماهنگی به طور خاص بود</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">پراکندگی، بی هدفی و تعداد کم مشارکت کنندگان در این اعتراض نشانه‌ی این واقعیت مهم است که ما در آستانه‌ی پشت سر گذاشتن یک دوره از مبارزه مردم ایران علیه جمهوری اسلامی در قالب جنبش سبز هستیم</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">اینک بر ماست تا با ایستادن بر شانه‌ی تجربیات گران بهای به دست آمده از ۳ سال مبارزه، دوره‌ی جدیدی از مبارزه و مقاومت را آغاز کنیم</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">دوره‌ی جدیدی که می‌بایست شجاعانه خود را در برابر پرسش‌هایی بنیادین قرار دهیم و در صورت نداشتن پاسخی درخور برای آنها، به استدلال مبتنی بر خرد جمعی متکثر احترام بگذاریم</span></span><span style="font-size: medium;">.</span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">برای گشودن صفحه ای جدید در جنبش سبز، چه موافق با انقلاب باشیم و چه مخالف با آن، در مقطع کنونی باید این نکته را که جنبش سبز فقط طبقه‌ی متوسط شهر تهران نیست از سطح گفتار به سطح عمل درآوریم</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">خط و مشی‌ای که شورای هماهنگی راه سبز امید طی یک سال گذشته در پیش گرفته متأسفانه تا اندازه‌ی زیادی برخلاف شعار </span></span><span style="font-size: medium;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">جذب حداکثری</span></span><span style="font-size: medium;">» </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">بوده است و روز به روز این جنبش را منحصر به طبقه‌ی متوسط، شهر تهران و گفتمان اصلاح طلبی کرده است</span></span><span style="font-size: medium;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">برای خروج از این انحصارات باید در درجه‌ی اول به پتانسیل نهفته در دیگر گروه ها و اقشار نظیر طبقه‌ی کارگر، اقلیت های قومی نظیر آذری، کرد و عرب و همچنین اقلیت‌های مذهبی همچون سنی ها و یا دراویش ایمان داشته باشیم و در درجه ی دوم ضمن آنکه ایشان را در نوشته های خویش مورد خطاب قرار می دهیم، نسبت به برقراری ارتباط مؤثر با آن‌ها بکوشیم</span></span><span style="font-size: medium;">. </span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mikhak.info/?feed=rss2&#038;p=530</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تحلیلی در آستانه ۲۵ بهمن</title>
		<link>http://mikhak.info/?p=527</link>
		<comments>http://mikhak.info/?p=527#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Feb 2012 14:53:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میخک</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات میخک]]></category>
		<category><![CDATA[استراتژی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل]]></category>
		<category><![CDATA[سازماندهی]]></category>
		<category><![CDATA[شورای هماهنگی راه سبز امید]]></category>
		<category><![CDATA[۲۵ بهمن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mikhak.info/?p=527</guid>
		<description><![CDATA[اکثریت موافقان به حضور در خیابان پاسخی راهبردی برای پرسش «از حضور در خیابان چه می خواهیم؟» ندارند. جواب معمول این است: "آزادی رهبران"، "دمیدن روحیه‌ی امیدواری" یا "شکستن جو بسته‌ی فعلی". هیچ یک از این پاسخ‌ها نمی توانند به برنامه‌ای منسجم و مداوم برای تغییر و یا حتی اصلاح ساختاری حکومت ربطی پیدا کنند و هیچ دورنمای سیاسی تازه‌ای نیز به دست نمی‌دهند. چکیده پاسخ این است که بگوییم "ما هنوز زنده‌ایم!" اما روشن نیست که می‌خواهیم با این زنده بودن چه کار کنیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><strong><span style="color: #222222;"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">جایگاه ۲۵ بهمن در استراتژی جنبش</span></span></span></strong></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">۱</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">- </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">اکثریت موافقان به حضور در خیابان پاسخی راهبردی برای پرسش </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">«</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">از حضور در خیابان چه می خواهیم؟</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">» </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">ندارند</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">جواب معمول این است</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">: &#8220;</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">آزادی رهبران</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">&#8220;</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">، </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">&#8220;</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">دمیدن روحیه‌ی امیدواری</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">&#8221; </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">یا </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">&#8220;</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">شکستن جو بسته‌ی فعلی</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">&#8220;. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">هیچ یک از این پاسخ‌ها نمی توانند به برنامه‌ای منسجم و مداوم برای تغییر و یا حتی اصلاح ساختاری حکومت ربطی پیدا کنند و هیچ دورنمای سیاسی تازه‌ای نیز به دست نمی‌دهند</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">چکیده پاسخ این است که بگوییم </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">&#8220;</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">ما هنوز زنده‌ایم</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">!&#8221; </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">اما روشن نیست که می‌خواهیم با این زنده بودن چه کار کنیم</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">.</span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">۲</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">- </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">معترضان هنوز دچار ضعف شدید در سازمان‌یابی هستند</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">هسته‌های مبارزی که دست کم ما امیدوار به شکل گرفتن و گسترش آنها هستیم بسیار اندک‌اند و همین‌هایی هم که شکل گرفته اند، نوپا و تازه کار هستند، پس هنوز عمق و غنای تشکیلاتی‌ای بین معترضان شکل نگرفته که به اعتبار آن بتوانیم مدعی شویم ایشان سازمان یافته‌اند</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">.</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">در چنین شرایطی امکان ضربه پذیری جنبش بالاست و هر ضربه‌ای، می تواند در متشکل شدن بدنه‌ی فعال کم تعداد کنونی تاخیر بیندازد</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">به این ترتیب در صورت ضربه خوردن، احتمالا زمان طولانی دیگری لازم خواهد بود تا تنها قادر شویم همان پیام </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">&#8220;</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">ما هنوز زنده‌ایم</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">&#8221; </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">را دوباره مخابره کنیم و نه حتی چیزی بیشتر</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">.</span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">۳</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">- </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">با توجه به خطاب بیانیه‌ی دعوت به اعتراض، احتمالاً تنها در چند شهر چون تهران، شیراز و اهواز آن جوانان طبقه متوسط که کاربران فعال اینترنت هستند بدنه جمعیتی را تشکیل می‌دهند که برای اعتراض فعال به خیابان خواهد آمد</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">ثمره چنین اعتراضی در بهترین حالت </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">«</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">افزایش روحیه</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">» </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">خواهد بود</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">سؤال این است</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">: </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">آیا به نظر ما این نتیجه </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">[</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">افزایش روحیه</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">] </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">می‌تواند ترغیب کننده و الهامبخش دور جدیدی از فعالیت و کنشگری جنبش باشد؟ آیا صرف افشای بحرانی بودن شرایط و ایجاد یک تنش در خیابان‌ می‌تواند به جذب دوباره گروه‌های غیرسیاسی‌شده مردم بینجامد؟ آیا این روحیه بخشی و امیدواری می‌تواند عامل مقوم متقاعد کننده‌ای برای معترضان باشد که متشکل شوند؟</span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT">
<p dir="RTL" align="RIGHT"><strong><span style="color: #222222;"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">چند ملاحظه تاکتیکی</span></span></span></strong></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">۱</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">- </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">حتی اکثریت موافقانِ حضور در خیابان شهر تهران هم با مسیر اعلام شده از سوی شورای هماهنگی برای شهرشان</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">(</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">انقلاب</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">-</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">آزادی</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">/ </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">فردوسی</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">-</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">نواب</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">) </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">مشکل دارند</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">این مسیری است که بارها از سوی ما تجربه شده و بعد از سرکوب عاشورای ۸۸ تا اندازه‌ی زیادی توسط سرکوبگران مدیریت شده است</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">:</span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">مسیر اتوبوس های </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">BRT </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">می شود خط انتقال نیروی سرکوب</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">به ترتیب سر تقاطع های حافظ، به سمت هفت تیر، ولیعصر، وصال، کارگر، دکتر غریب، اسکندری و توحید معترضان را قطعه قطعه می‌کنند</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">از سر حافظ اجازه‌ی حرکت مستقیم به سمت انقلاب را به عده ای نمی‌دهند و عابران پیاده را مجبور به رفتن به سمت شمال یا جنوب خیابان می کنند و به ترتیب در خیابان‌های دیگر</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">و در نهایت انبوه عابران تا تقاطع کارگر به مهار نیروهای سرکوب درآمده‌اند</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">.</span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">۲</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">- </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">شورای هماهنگی که به جای سازماندهی واقعی مبارزه می‌خواهد از طریق بیانیه‌هایش ناظم جنبش باشد با دعوت به </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">«</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">سکوت</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">» </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">هم بسیاری را از حضور منصرف ساخته و هم پیشاپیش زمینه‌ساز تفرقه میان حاضران شده است</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">دور از ذهن نیست که تصور کنیم بعضی هواداران سرسخت اصلاح‌طلبان که به رغم تجربه کمتر نسبت به دیگر فعالان خود را متولیان جنبش می‌دانند بخواهند دیگران را ساکت کنند</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">در عین حال این شورا و جریان سیاسی متبوع، یعنی اصلاح‌طلبان، حاضر نیست چهره‌های مطرح خود را به صفوف تظاهرات دعوت کند و زحمت و هزینه حضور را به مردم وامی‌گذارد</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">و همین جریان سیاسی که حاضر نیست دوشادوش مردم بجنگد، فردای پیروزی و میوه‌چینی مدعیانه به سهم‌خواهی خواهد آمد</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">.</span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">۳</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">- </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">شورای هماهنگی باید پاسخگو باشد چرا با توجه به یک سال حصر رهبران جنبش، خانه‌ی موسوی و رهنورد یا کروبی به عنوان نقطه‌ی هدف معرفی نمی شود؟ آیا اگر فراخوان به این ترتیب می بود که معترضان با همان قید سکوت مورد علاقه شورا از هر کجا به این سمت حرکت کنند، آنگاه امکان مدیریت کردن اعتراض تا اندازه‌ای از سرکوبگران گرفته نمی شد؟ در خصوص دیگر شهرها باید پرسید شورای </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">«</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">هماهنگی</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">» </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">در حال هماهنگ کردن چیست؟ اگر این شورا در بیش از یک سال در حدی قادر به برقراری ارتباط موثر با فعالان شهرهای جز تهران نبوده است که پیشنهادی برای راهپیمایی از آنان بگیرد </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">(</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">بگذریم که پیوند موثر آن با فعالان پایتخت هم محل تردید است</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">) </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">چگونه خود را در مقام هدایت جنبش می‌نشاند؟</span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">چرا با توجه به اوضاع نابسامان اقتصادی کشور و همچنین اشاره‌ی خود بیانیه‌ی شورا به این نکته که مسائل معیشتی امروز بخش عمده ای از مکالمات فضای عمومی را به خود اختصاص داده، معترضان به سکوت دعوت شده و از آنان خواسته نمی‌شود شعارها و یا پلاکاردهایی با مضمون اعتراض به این اوضاع نابسامان سر دهند و حمل کنند؟ در این صورت جلب نظر و ترغیب اقشار و گروه های بی تفاوت به مسائل صرفا سیاسی برای اعتراض علیه وضع موجود ممکن می‌شد</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">.</span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT">
<p dir="RTL" align="RIGHT"><strong><span style="color: #222222;"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">نتیجه‌گیری</span></span></span></strong></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="color: #222222;"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">در موقعیت خطیر کنونی و پس از بیش از ۲ سال مبارزه، جنبش می‌بایست تصمیم‌گیری خود را بر مبانی جدی‌تری از عاملی ذهنی چون </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">«</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">روحیه‌بخشی</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">» </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">استوار کند</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">در واقع پس از ۲۵ بهمن، نه پیروزی احتمالی مایه شادی چندانی است و نه شکست می‌بایست برایمان مصیبت‌بار باشد</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">چرا که اصولا مساله فعلی </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">«</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">روحیه</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">» </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">نیست و در سطح عملی جنبش همچنان با مشکلات پیشین خود دست و پنجه نرم می‌کند</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">نه جمعیت انبوه باید باعث شود که بر ضعف تشکیلاتی و تحلیلی خود چشم ببندیم و نه جمعیت اندک باید ما را به غلو در ناتوانی خود و نفی نیروی مردم بکشاند</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="color: #222222;"> <span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">اگرچه تحلیل مشخص ما این است که با فقدان برنامه‌ریزی و سازماندهی مؤثر آسیب‌های چنین تجمعی بیش از بهره‌های آن خواهد بود اما معتقدیم هر فضایی که دوباره از آن مردم شود غنیمت است، مساله بر سر حفظ این فضاها است</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">اگرچه از نظر ما این اعتراض مشخص تیری است در تاریکی اما اگر کسانی برنامه، سازمان و اراده به خیابان را دارند، چه در ۲۵ بهمن و چه در هر روز دیگر، پیشاپیش از آنان دفاع می‌کنیم</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">. </span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">خیابان از آن کسانی است که به آن می‌آیند</span></span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: medium;">.</span></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mikhak.info/?feed=rss2&#038;p=527</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خمینی تنها نیست، ما نیز ماکتیم</title>
		<link>http://mikhak.info/?p=525</link>
		<comments>http://mikhak.info/?p=525#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Feb 2012 12:09:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میخک</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات میخک]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[حمله به سفارت انگلیس]]></category>
		<category><![CDATA[خمینی]]></category>
		<category><![CDATA[شورای هماهنگی راه سبز امید]]></category>
		<category><![CDATA[۲۵ بهمن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mikhak.info/?p=525</guid>
		<description><![CDATA[این تنها جمهوری‌اسلامی نیست که برای پیشبرد اهداف امروزش به ماکت‌هایی از دیروز متوسل می‌شود. نگاهی گذرا به مخالفانش نشان می‌دهد که آنان نیز کمابیش برنامه تبلیغاتی مشابهی دارند. آنان که به واسطه جنبش سبز سیاسی شدند امروز با راهبری اصلاح‌طلبان مدام ماکتی از جنبش سبز دیروز می‌سازند، بسیاری از نیروهای چپ مقواهای سرخ برمی‌افرازند، سلطنت‌طلبان ماکتی از شاه، اپوزیسیون ماکتی از یک اپوزیسیون است. چگونه می‌توانیم چنین حکمی بدهیم؟ گذشته چون کوهی بر ما فشار می‌آورد و آن هنگام که باید کاری نو کنیم، ارواح قدیمی را به یاری می‌طلبیم و زبان، شعارها و شیوه‌های آن‌ها را به عاریت می‌گیریم. این بازی دوسویه‌ای است، یک سو اساطیر و قهرمانان کهن الهام‌بخش مبارزه تازه می‌شوند، اما سویی دیگر به لاپوشانی شکست و فروبستگی امروز کمک می‌دهند؛ یک جا افقی برای آینده ترسیم می‌شود، جایی دیگر تقلید کورکورانه‌ای از گذشته را می‌بینیم؛ یکی چاره‌اندیش برای حال است و دیگری ستایش گذشته؛ از یک طرف می‌توان روح حقیقت پیشین را باز زنده کرد، از طرف دیگر می‌توان از آن شبحی سرگردان ساخت.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">مضحکه‌ای که با بازسازی استقبال از خمینی به پا شد اولین نمونه در نوع خود نبود</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">هرچند که اجرای آن از همیشه خنده‌آورتر بود، اما همین خط را می‌توان در بسیاری از نمونه‌های دیگر تبلیغات جمهوری‌اسلامی نیز دید</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">آنچه این برنامه نمادین را به نحو بی‌سابقه‌ای دستمایه هزل و هجو خمینی و نظام کرده این است که جمهوری‌اسلامی از خمینی برای خود جز ماکتی به جای نگذاشته است؛ اگر هنوز چیزی مانده بود تا بتوان با نمایش خمینی از آن دفاع کرد، تصویر او چون همیشه تمثال و شمایلی می‌بود که حتی برای مخالفانش هولناک می‌نمود، نه مترسک مضحکی که هر کس، حتی پیروان پیشین، برای خوش شدن وقت سنگی نثارش کند</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">الهیات سیاسی او که گاه می‌توانست چهره‌ای مترقی به خود بگیرد، به خرافات آخرالزمانی و روایت یاعلی گفتن خامنه‌ای در نوزادی بدل شده است</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">استقلال‌خواهی لجوجانه‌اش، جای خود را به باج‌دهی مداوم به چین و روسیه داده است</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">نکبت تئوری حکومتی او، ولایت فقیه، کشور را برداشته و از همه مهمتر</span></span><span style="font-size: small;">: </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">از صفوف شاد و آزاد مردم مبارز که روزی به استقبال او رفته بودند هیچ باقی نمانده است، تنها سربازان وظیفه و بچه‌های مهدکودکی را می‌توان به نمایش استقبالش کشاند</span></span><span style="font-size: small;">.</span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">حمله دو ماه پیش اوباش بسیجی به سفارت انگلستان نیز همین گونه بود؛ بازسازی پوچ حمله به سفارت آمریکا در آبان ۵۸</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">آن روز مقابله با آمریکا خواستی چنان عمومی بود که گروه </span></span><span style="font-size: small;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">دانشجویان پیرو خط امام</span></span><span style="font-size: small;">»</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">، که در دانشگاه اقلیتی کم‌اهمیت و واپس‌گرا به شمار می‌رفت، با اقدام به آن اعضای خود را برای ۳ دهه به نیروی سیاسی تراز اول بدل ساخت</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">آن چنان دستاورد بزرگی بود که خمینی انقلاب دوم نامش داد؛ چرا که با انجام آن سایر انقلابیون بی‌اثر شدند</span></span><span style="font-size: small;">(</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">هم مخالفان تسخیر و هم موافقانی که با خط سیاسی تسخیرکنندگان مخالف بودند</span></span><span style="font-size: small;">) </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">و یکی از پایه‌های مصادره </span></span><span style="font-size: small;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">انقلاب اول</span></span><span style="font-size: small;">» </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">بنا شد</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">اما حمله به سفارت انگلیس چنان شکستی بود که دیری نگذشت بخش‌های مختلف حکومت سعی کنند به نحوی خود را از اوباش مجری آن کنار بکشند</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">مثال‌های بسیاری از این دست می‌توان ارائه کرد</span></span><span style="font-size: small;">.</span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">اما این تنها جمهوری‌اسلامی نیست که برای پیشبرد اهداف امروزش به ماکت‌هایی از دیروز متوسل می‌شود</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">نگاهی گذرا به مخالفانش نشان می‌دهد که آنان نیز کمابیش برنامه تبلیغاتی مشابهی دارند</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">آنان که به واسطه جنبش سبز سیاسی شدند امروز با راهبری اصلاح‌طلبان مدام ماکتی از جنبش سبز دیروز می‌سازند، بسیاری از نیروهای چپ مقواهای سرخ برمی‌افرازند، سلطنت‌طلبان ماکتی از شاه، اپوزیسیون ماکتی از یک اپوزیسیون است</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">چگونه می‌توانیم چنین حکمی بدهیم؟ گذشته چون کوهی بر ما فشار می‌آورد و آن هنگام که باید کاری نو کنیم، ارواح قدیمی را به یاری می‌طلبیم و زبان، شعارها و شیوه‌های آن‌ها را به عاریت می‌گیریم</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">این بازی دوسویه‌ای است، یک سو اساطیر و قهرمانان کهن الهام‌بخش مبارزه تازه می‌شوند، اما سویی دیگر به لاپوشانی شکست و فروبستگی امروز کمک می‌دهند؛ یک جا افقی برای آینده ترسیم می‌شود، جایی دیگر تقلید کورکورانه‌ای از گذشته را می‌بینیم؛ یکی چاره‌اندیش برای حال است و دیگری ستایش گذشته؛ از یک طرف می‌توان روح حقیقت پیشین را باز زنده کرد، از طرف دیگر می‌توان از آن شبحی سرگردان ساخت</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">این دو بعد متضاد چگونه از هم تمییز می‌یابند؟</span></span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">باید دید که آیا یادآوری بنا است بار اکنون شود و به امتداد و بازتولید وضعیت کنونی کمک دهد، یا این که زمینه‌ساز گسستی از آن می‌شود</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">آیا بخشی محذوف از تاریخ را به امر جمعی اکنونمان پیوند می‌دهد یا این که خاطره‌ای مشترک را برای تداوم سروری یک گروه بر دیگران به گوشمان بازمی‌خواند</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">معیاری دیگر این است که ببینیم در احیای گذشته شکل آن دوباره به کار گرفته شده و یا محتوایش از نو زنده گشته است</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">به این ترتیب سایه‌هایی بی‌جسم را فراخواندن و از پیش بابت حضور آنها به یکدیگر تبریک گفتن، حاکی از آن است که گذشته تنها نقابی خاطره‌انگیز برای انحطاط اکنون است</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">فضایی رخوت‌زده و ساکت را به پیاده‌روی سکوت دعوت کردن، در واقع دعوت به استمرار فلاکت فعلی است</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">شکل تظاهرات سکوت ۲۵ خرداد و شکل فراخوان ۲۵ بهمن ۸۹ موسوی و کروبی با هم ادغام می‌شوند تا وفاداری صوری به جنبش سبز مردمی ابراز شود، حال آن که محتوا عملا بی‌اعتمادی به نیروی مردم، تلاش برای تداوم فرادستی اصلاح‌طلبان و هراس از مداخله اساسی در وضعیت مصیبت‌بار کشور است</span></span><span style="font-size: small;">.</span></p>
<p dir="RTL" align="RIGHT"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">در آموختن زبانی تازه، فرد تا مدت‌ها این زبان را به زبان مادری خود ترجمه می‌کند، اما وی تنها وقتی زبان را فراگرفته است که می‌تواند از خلال خود آن و بدون ترجمه بیندیشد و سخن بگوید</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">جنبش سبز نیز هنوز در مبارزه‌اش و در معنی‌ ساختن برای خود، خودش را به زبان‌های پیشین ترجمه می‌کند؛ اما حتی اگر اتهام پریشان‌گویی به ما بزنند باید به زبان تازه‌ای سخن گفت</span></span><span style="font-size: small;">.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mikhak.info/?feed=rss2&#038;p=525</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قانون اساسی، خیابان و پیاده‌رو &#124; چرا دعوت شورای هماهنگی جدی گرفته نمی‌شود؟</title>
		<link>http://mikhak.info/?p=523</link>
		<comments>http://mikhak.info/?p=523#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Feb 2012 09:33:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میخک</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات میخک]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[خیابان]]></category>
		<category><![CDATA[شورای هماهنگی راه سبز امید]]></category>
		<category><![CDATA[مردم]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[کروبی]]></category>
		<category><![CDATA[۲۵ بهمن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mikhak.info/?p=523</guid>
		<description><![CDATA[ اصل ِ اساسی راهپیمایی برهم زدن نظم عادی امور بوده و هست. اگر قرار باشد مادامی که تظاهراتی میلیونی در حال انجام است عبور و مرور وسائل نقلیه صورت بگیرد. پلیس مشغول حفظ امنیت باشد. مخالفان تظاهرکنندگان مشغول تماشا، دیگر اصلاً تظاهرات چرا و چطور دارد اتفاق می‌افتد؟ در‌واقع اصرار بر برگزاری یک تظاهرات بدون تظاهرات از کجا می‌آید؟ آیا راه سبز امید از حالا چشم به سرکوب ِ تظاهرکنندگان ِ ساکت پیاده‌روها ندارد، که در بیانیه‌های بعدی از مظلومیت و قانون‌مداری آنان در برابر ظلم و ستم حاکمیت سخن بگوید؟ در‌واقع پرسش بنیادی در اینجا این‌طور باید طرح شود؛ آیا قرار است مظلومیت جنبش سبز دوباره آزمون شود؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">بیانیه‌ی شورای هماهنگی راه سبز امید در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۹۰ یک‌بار دیگر مردم را برای اعتراض به فقر، فساد و استبداد به خیابان‌ها دعوت کرده است</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">در این بیانیه از مردم تهران خواسته شده تا در تاریخ ۲۵ بهمن‌ماه از ساعت ۴ لغایت ۷ با راهپیمایی سکوت از </span></span><span style="font-size: small;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">پیاده‌رو</span></span><span style="font-size: small;">» </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">های حدفاصل میدان فردوسی تا خیابان نواب اعتراض خود را به سیاست‌های در جریان نظام سیاسی حاکم بر ایران نشان دهد</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">این بیانیه همچنین از </span></span><span style="font-size: small;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">فعالان محلی</span></span><span style="font-size: small;">» </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">می‌خواهد تا با تعیین مسیرهای مشابه در دیگر نقاط کشور به معترضان در تهران بپیوندند</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">در مقابل نویسندگان بیانیه نیروهای انتظامی را به احترام به حقوق هموطنان‌شان دعوت می‌کند</span></span><span style="font-size: small;">.</span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">چنین بیانیه‌ای یک‌سال قبل توانست یک روز را به تقویم جنبش معترضان به انتخابات خرداد ۸۸ بیافزاید</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">روزی که پس از یک دوره‌ی رکود جنبش، در حالی که دستگاه‌های تبلیغاتی حکومت از مرگ جنبش می‌گفتند، خیابان‌ها دوباره به تسخیر مردم درآمد تا نشان دهد که علارغم تبلیغات همه‌جانبه و سرکوب مستمر و فضای بسته و امنیتی، آن زمان که مردم اراده کنند دوباره می‌توانند به فتح ِ خیابان‌ها نائل آیند</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">صدور بیانیه‌ی دعوت به راهپیمایی ۲۵ بهمن ۸۹ توانست جنبش را از رکود و رخوت نجات داده و روحی دوباره در آن بدمد، حالا یک‌‌سال بعد </span></span><span style="font-size: small;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">شورای هماهنگی راه سبز امید</span></span><span style="font-size: small;">» </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">اراده کرده است که به تکرار ۲۵ بهمن دست بزند</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">آن‌طور که از بیانیه برمی‌آید تحلیل شورا روشن است؛ وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی حتی نسبت به سال گذشته در موقعیت بدتری قرار دارد؛ موجی از تحریم‌های اقتصادی می‌روند که اقتصاد ایران را فلج کنند</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">دولت ایران از کنترل بازار داخلی ناتوان شده است</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">زندانیان جنبش و رهبران آن همچنان در بند هستند</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">آزادی‌های سیاسی و حقوق حقه‌ی مردم به حالت تعلیق درآمده‌اند و در یک کلام، وضعیت نه تنها بهبود نیافته که بدتر شده است</span></span><span style="font-size: small;">.</span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">راه سبز امید، نتیجه می‌گیرد که می‌توان روی این موج از نارضایتی حساب کرد و دست به کار تکرار ۲۵ بهمن ۸۹ شد</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">و چرا که نه؟ حالا حتی می‌توان با محاسبه‌ی دقیق‌تر به ۲۵ خرداد ۸۸ بازگشت</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">اگر سکوت و عدم اخلال در ترافیک اتفاق بیافتد و مانند ۲۵ خرداد نیروهای امنیتی و انتظامی به تظاهر کنندگان یورش نبرند، می‌توان امیدوار بود که جمعیتی میلیونی به خیابان‌ها بیایند</span></span><span style="font-size: small;">.</span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY">
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">می‌توان خوش‌بین بود به حضور میلیونی مردم در تظاهرات ۲۵ بهمن ۹۰ در تهران، حتی می‌توان فرض کرد که جمعیت ۲۵ خرداد دوباره به خیابان‌ها بیایند – البته این‌بار در پیاده‌روها – اما چه چیزی نمی‌گذارد حتی با وجود چنین فرضی به نتیجه‌ی دعوت به راهپیمایی خوشبین بود و دست به کار تبلیغ‌اش شد؟</span></span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY">
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><strong>قانون اساسی، خیابان و پیاده‌رو</strong></span></span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY">
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">تأکید میرحسین موسوی و مهدی کروبی بر قانون اساسی در بیانیه‌های دعوت به راهپیمایی پس از انتخابات، و در اصل تاکیدشان بر اصل حق راهپیمایی مسالمت‌آمیز، در شرایطی اتفاق افتاد که حکومت تلاش می‌کرد بخش‌های جدی‌ای از مردم را خارج از مرزهای قانون اساسی قرار دهد</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">همه‌ی آنچه که در قانون اساسی قابل استفاده بود، ممنوع اعلام شده بود</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">در چنین وضعیتی تأکید بر اصل راهپیمایی مسالمت‌آمیز، آن هم در سکوت و بدون شعار، در‌واقع خلق یک قانون اساسی برای برپا داشتن مجموعه‌ای از کنش‌ها بود که دولت آن‌ها را در قالب </span></span><span style="font-size: small;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">بی‌نظمی‌های خیابانی</span></span><span style="font-size: small;">» </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">دسته‌بندی می‌کرد</span></span><span style="font-size: small;">.</span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">حتی در چنان شرایطی جنبش هیچ‌گاه از خیابان عقب ننشست</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">اصل ِ اساسی راهپیمایی برهم زدن نظم عادی امور بوده و هست</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">اگر قرار باشد مادامی که تظاهراتی میلیونی در حال انجام است عبور و مرور وسائل نقلیه صورت بگیرد</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">پلیس مشغول حفظ امنیت باشد</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">مخالفان تظاهرکنندگان مشغول تماشا، دیگر اصلاً تظاهرات چرا و چطور دارد اتفاق می‌افتد؟ در‌واقع اصرار بر برگزاری یک تظاهرات بدون تظاهرات از کجا می‌آید؟ آیا راه سبز امید از حالا چشم به سرکوب ِ تظاهرکنندگان ِ ساکت پیاده‌روها ندارد، که در بیانیه‌های بعدی از مظلومیت و قانون‌مداری آنان در برابر ظلم و ستم حاکمیت سخن بگوید؟ در‌واقع پرسش بنیادی در اینجا این‌طور باید طرح شود؛ آیا قرار است مظلومیت جنبش سبز دوباره آزمون شود؟</span></span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY">
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><strong>چهار تا هفت بعدازظهر، فردوسی تا نواب</strong></span></span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY">
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">تعیین ساعت در بیانیه‌ی یاد شده، دست‌کم حالا پس از تجربه‌ی میدان‌های التحریر، معنای مشخصی دارد؛ پیش از آنکه اتفاقی بیافتد، به خانه‌هایتان برگردید</span></span><span style="font-size: small;">. </span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">بیانیه‌ی شورای هماهنگی‌ای که توان هماهنگی میان فعالان محلی شهرهای مختلف کشور را ندارد، و آن را به خود آن فعالان، که حالا ماه‌ها بعد از تشکیل شورا احتمالاً از کم و کیف و اصلاً بود و نبودشان بی‌اطلاع است واگذار می‌کند، چطور پایان یک راهپیمایی خیابانی را از پیش برنامه‌ریزی می‌کند؟ چنانچه این دعوت به راهپیمایی در پی درخواست مجوز و اعطای مجوز از سوی وزارت کشور جمهوری اسلامی بود، می‌توانستیم بپذیریم که دعوت‌کنندگان در مقابل نهاد حکومتی و امنیت راهپیمایان مسئولیت داشته و از این روست که به ما تکلیف می‌کنند حدفاصل کدام خیابان‌ها و در چه ساعاتی امنیت راهپیمایی داریم</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">اما در وضعیتی که حتی مشخص نیست که صفوف پراکنده‌ی مردم بتوانند از میان سد ماموران امنیتی گذشته و در محل حاضر شوند، چه برسد به آن که بخواهند این مسیر را راهپیمایی کنند، تعیین ساعت و حدود خیابانی چه معنایی دارد؟</span></span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">ابن تعیین حدفاصل خیابان و ساعت جز برنامه‌ریزی و تمرکز نیروهای امنیتی در ساعت و مکان مشخص، چه دست‌آورد روشن دیگری دارد؟</span></span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">آنچه از متن بیانیه برمی‌آید خط کلی حاکم بر شوراهی هماهنگی راه سبز امید، اصولاً مبتنی بر کنترل فعالیت‌های جنبش است نه باروری آن، خواستار محدودیت آن است نه گسترش آن، و در نهایت تنها باعث بستن دست و پای جنبش می‌شود و نه پر و بال دادن به آن</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">تلاش برای محدود کردن ابتکار عمل و کشیدن حصاری خاردار پیرامون توانایی‌های بالقوه‌ی جنبش، آن هم در عرصه‌ی نامشخص خیابان، نشان می‌دهد که برخلاف شعارهای پیشینی جنبش سبز، گردانندگان راه سبز امید هیچ اطمینان و اعتمادی به خرد جمعی و شعور توده‌های حاضر در خیابان ندارند، آن‌ها مدام نگران سوء‌استفاده از حرکت‌های مردم هستند – درست همان طور که حاکمیت همواره می‌گوید</span></span><span style="font-size: small;">- </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">و حالا دو سال پس از حضور مداوم مردم در خیابان که با اتکاء به درایت و خرد جمعی همین مردم اتفاق می‌افتاد، در بهترین حالت می‌خواهند حداقل منافذ خلاقیت مردم را در جنبش کور کنند، مبادا جنبش مردم به راهی جز آنچه در اذهان ایشان است راهبر شود</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">در مقابل حتی می‌توان بدبین بود، و خط و خطوطی چنین در بیانیه را دایر بر خط سکتاریستی نویسندگان بیانیه داشت که بعدتر راه را برای جدا کردن خود از بخشی از جنبش که به میل آن‌ها پیش نرفته است باز کند؛ که آنان که شعار دادند، آنان که با پایان ساعت متفرق نشدند و … از ما نبودند</span></span><span style="font-size: small;">.</span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY">
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;"><strong>آزادی، از مسیر انقلاب</strong></span></span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY">
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">در مقابل جریاناتی که به جای اتکاء به نیروی مردمی حامی خویش به لغت‌نامه‌ها پناه می‌برند و خود را پشت واژه‌های </span></span><span style="font-size: small;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">مسالمت‌آمیز</span></span><span style="font-size: small;">» </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">، </span></span><span style="font-size: small;">«</span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">قانون‌مدار</span></span><span style="font-size: small;">» </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">و … پنهان می‌کنند، جریان‌های تاریخی همیشه می‌دانند چگونه بر فراز دقیق‌ترین قانون‌ها و رساترین واژه‌ها قرار بگیرند و حتی آن‌ها را از نو معنی کنند</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">این جریان‌های تاریخی می‌دانند که نه واژه‌ها که روح القاء شده در واژه هاست که می‌تواند میزان مشروعیت یک جنبش را نشان دهد</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">چنان که افکار عمومی جهان برای مقاومت ِ مسلحانه‌ی مردان سوری در برابر حملات وحشیانه‌ی بشار اسد همان احترام و ارزشی را قائل است که برای متحصنان سرودخوان ِ میدان التحریر مصر و راهپیمایان ِ ساکت ۲۵ خرداد ۱۳۸۸</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">آنچه هر سه این حرکت‌ها را ارزشمند و مشروع می‌کند نه واژه‌های تهی از معنایی چون قانون‌مداری و بی‌خشونتی که اصل مشروعیت مردمی است که در برابر ظلم و استبداد و فساد ایستاد‌ه‌اند و برابری و آزادی را فریاد می‌زنند، که اساس جنبش در مرز بر هم زدن قانون است که شکل می‌گیرد و نه در تثبیت و تحت لوا و حمایت آن</span></span><span style="font-size: small;">.</span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">دعوت به تظاهرات در روز ۲۵ بهمن اگر دعوت به مراسم قربانی‌کردن جنبش به درگاه واژه‌های پاک و بی‌آلایش است نه تنها با حربه‌ی حکومت از پیش محکوم به شکست است، بلکه جز تحمیل یأس و ناامیدی بیشتر نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">آنچه می‌تواند هر شکلی از حضور دوباره در خیابان را معنادار کند، نه اثبات حقانیت خود به حکومت یا افکار عمومی، بلکه برنامه‌ریزی برای شکلی از کنش است که جنبش را گامی به پیش برده و آن را به واقع زنده و پویا کند</span></span><span style="font-size: small;">.</span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">بی‌شک در این راه آزمون و خطای جنبش مردمی ممکن است هزینه‌هایی به بار آورد، اما آنچه روشن است فهم این نکته است که خطاهای یک جنبش حقیقتاً مردمی از لحاظ تاریخی بی‌نهایت سودمندتر و ارزشمندتر از لغزش‌ناپذیری‌های یک شورای هماهنگی است</span></span><span style="font-size: small;">. </span></p>
<p dir="RTL" align="JUSTIFY"><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">آنچه جنبش مردمی ایران بدان نیاز دارد برداشتن گام‌های جدی به سوی آزادی و برابری است و در این راه بی‌شک دست‌اندازهای پرشماری وجود خواهد داشت</span></span><span style="font-size: small;">. </span><span style="font-family: Nazli;"><span style="font-size: small;">آن‌ها که به دنبال راه‌های میان‌بر و از پیش صاف شده می‌گردند، باید بدانند در نهایت در ایستگاهی جز مقصد مورد نظر پیاده خواهند شد</span></span><span style="font-size: small;">.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mikhak.info/?feed=rss2&#038;p=523</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شماره نوزدهم میخک</title>
		<link>http://mikhak.info/?p=520</link>
		<comments>http://mikhak.info/?p=520#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Feb 2012 10:02:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میخک</dc:creator>
				<category><![CDATA[میخک برای چاپ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://mikhak.info/?p=520</guid>
		<description><![CDATA[نسخه چاپی میخک ۱۹ ۱۹]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نسخه چاپی میخک ۱۹</p>
<p><a href="http://mikhak.info/wp-content/uploads/2012/02/19.pdf">۱۹</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://mikhak.info/?feed=rss2&#038;p=520</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

